دل نوشته های من مادر

متن مرتبط با «احساس» در سایت دل نوشته های من مادر نوشته شده است

این روزها که میگذرد، هر روز احساس میکنم حالم بد است!!

  • نیلوبلاگ

    احساس میکنم پیر شدم. یه پیرمرد که کمکم حواسپرتی و آلزایمر هم سراغش اومده و گاهی احساس میکنه مغزش خالیه. گاهی چیزهای بدیهی رو فراموش میکنه جوری که انگار همین الان از خلأ درومده...خیلی وقتا ترجیح میده تنها باشه. حتی توی جمع تنهاست. توی ذهنش. گاهی حس میکنه لبخندی که مجبوره بنا به مناسبات اجتماعی روی صورتش بنشونه، احمقانه و غیر طبیعی جلوهش میده. چون خب مصنوعیه واقعا!.میدونی...؟ بهش فکر کردم. که این حس کسالت و کمطراوتی از کجا میاد...؟ و رسیدم به این. که خستهم... از مسئولیت داشتن خستهم! مادر بودن، معلم بودن. گاهی حتی بودن! این احتمالا اصلا ویژگی خوبی نیست. لابد به این جور آدما میگن بیمسئولیت!! ولی گمونم این یه ویژگیه که توی هر کسی یه مقدار متفاوتی ازش هست. بعضیا توانشون برای اداره کردن بیشتره و ب...

    ادامه مطلب