خرید بک لینک
برای اولین بار مانده ایم در خانه و قرار است سال تحویل را فقط خودمان باشیم و خودمان...

اولش که فهمیدم حالم گرفته شد، و دلم میخواست کز کنم یک گوشه و حوصله ی هیچ کس و هیچ کاری نداشته باشم! ولی بعد گفتم خب آخرش چی؟ لااقل بلند شو یه کاری بکن که ازین حال و هوا دربیاید! حالا که استرس ها و بدوبدوهای قبل سفر حذف شده و وقت داری، بشین تخم مرغ رنگ کن، سمنو درست کن، شیرینی، که هفت سین بچینیم!

هرچند که امسال بر خلاف سالهای دور که همیشه سبزه میکاشتم، ولی میرفتیم سفر و برای همین کم کم عادت سبزه کاشتن کنار گذاشته شد، امسال سبزه هم نداشتیم!

ولی بد نبود... تجربه ی جدید آرامش در روزهای آخر سال، بدون استرسِ تمام شدن وقت، قبل از واقعا تمام شدنش! تجربه ی با سلیقه ی خودت و بچه هات هفت سین چیدن؛

و تجربه های بچه ها، که حالا کمی بهتر میفهمیدن این رو که: چون بهار خانوم داره میاد داریم همه جا رو تمیز میکنیم!

بد هم نبود این نرفتن... هیچ وقت هیچ چیز خوبِ خوب یا بدِ بد نیست. همیشه یه چیزایی رومیدی و یه چیزایی رو میگیری...

.

.

کاش تو سال جدید بهتر باشم. و مثل نود و هفت که به نظرم به سرعت گذشت، نباشه. باید عمق زمانم رو زیاد کنم!

باید تا تکلیفم با خودم و حالم روشن نشده کمتر بیخود بچرخم تو فضای مجازی.

.

باید کارای مفید بیشتری بکنم تا احساسم به خودم و زندگیم بهتر ازینی بشه که هست...

باید!

.

برچسب: نویسنده: پارسا فرهادی تاريخ: شنبه 31 فروردين 1398 ساعت: 18:50

صفحه بندی